تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    اعراب و اعجام قرآن




    الف) خط قرآن


    شايد مناسب بود در فصل اول اين بخش، كه از نگارش، كتابت و كاتبان قرآن بحث مى‏كرديم، راجع به خط «قرآن‏» نيز سخن مى‏گفتيم; اما به جهت پيوستگى اين بحث و ارتباطى كه با رسم الخط عثمانى دارد و آن‏چه پس از توحيد مصاحف به‏صورت تحول و تطورى در خط قرآن پديدار گشت، و به اعراب و اعجام در خط قرآن انجاميد، بحث از خط قرآن را در اين فصل قرار داديم. پيدايش خط و سير تحول آن خود تاريخ مفصلى دارد.

    به عقيده محققان جديد، كهن‏ترين و نخستين سررشته خط، خط «هيروگليفى‏» است كه مصريان از آن استفاده مى‏كردند. پس از آن فينيقى‏ها اساس خطى را پى‏ريزى كردند كه اكثر خطوط دنيا از آن اقتباس شده است. سومين رشته خط در سلسله پيدايش آن، خط «آرامى‏» است كه از خط فينيقى الهام مى‏گرفته است و مى‏گويند خط «عبرى‏» از خط آرامى پديد آمده كه يهوديان آن را مورد استفاده قرارمى‏دادند. در حقيقت بايد خط عبرى را فرم تازه‏اى از خط آرامى دانست. خط آرامى ريشه‏اى براى خطوط ديگر از جمله خط نبطى شد كه در سير تحول آن خط حجازى «نسخ‏» و خط كوفى پديد آمد (1) .

    اما خاورشناسان خط سريانى را در عرض خط نبطى قرار مى‏دهند نه در طول آن. آنان معتقدند خط به دو شكل وارد جزيرة العرب گرديد: خط سريانى و خط نبطى.

    خط مصرى - خط فينيقى:

    1- خط مسند 2- خط آرامى:

    1- خط سريانى - خط اسطرنجيلى - خط كوفى

    2- خط نبطى - خط حيرى - خط نسخ

    در نظر خاورشناسان، خط عربى بر دو قسم است: خط كوفى كه ماخوذ از نوعى خط سريانى است كه به خط «اسطرنجيلى‏» معروف است، و خط حجازى يا خط نسخ كه از خط نبطى گرفته شده است.

    خط كوفى، شاخه‏اى از خط اسطرنجيلى است كه پس از بناى شهر كوفه و پختگى اين خط در آن‏جا به خط كوفى معروف گرديد. اين خط را مسلمانان معمولا براى نگارش قرآن و بعدها روى محراب‏ها و بالاى در مساجد و پيرامون ابنيه مهم و كتيبه‏هاى قرآن و عناوين سوره در مصحف‏هاى بزرگ مورد استفاده قرار مى‏دادند (2) .

    گرچه رواج خط كوفى در ابتداى امر از خط نسخ بيشتر بود; اما به تدريج‏خط كوفى جاى خود را به خط نسخ داد و مسلمانان در امر كتابت قرآن روز به روز، اين خط را كمال بخشيده به زيبايى تمام رساندند. قرآن را تا اواخر قرن چهارم يا اوايل قرن پنجم، به خط كوفى مى‏نوشتند. سپس نگارش قرآن با خط نسخ و انواع خطوط مشتق از آن معمول شد. شايد از آن جهت كه خط نسخ در اين قرن، خط كوفى را در نگارش قرآن و جز آن، منسوخ ساخت، به خط نسخ معروف گرديد (3) .

    پي نوشت


    1. سيد محمد باقر حجتى، تاريخ قرآن، ص‏161 و 162.

    2. همان، ص‏162-164; زنجانى، تاريخ القرآن، ص‏53-60.

    3. سيدمحمد باقر حجتى، تاريخ قرآن، ص‏212.

  2. #2



    ب) حركت‏گذارى و نقطه‏گذارى قرآن (اعراب و اعجام)


    در مباحث مربوط به گردآورى قرآن گفتيم كه خط قرآن، هيچ گونه علامتى نداشت. علت آن عدم وجود اين علايم در دو خط سريانى و نبطى بود كه خط كوفى و نسخ، از آن دو منشعب شده بودند. همين امر باعث بروز اختلاف قراءت‏ها در ميان مسلمانان گرديد.
    به عنوان مثال كلمه‏اى مثل «تتلوا» ممكن بود به صورت‏هاى مختلف نظير «يتلوا»، «تتلوا» و «نبلوا» خوانده شود. عرب با ذوق فطرى خود و با اتكا به حافظه قوى، نخست آيات قرآن را - گرچه علايمى نداشتند - به طور صحيح قراءت مى‏نمود; اما بعدها كه فتوحات، قلمرو حكومت اسلامى را گسترش داد و قدرت اسلام به دو امپراتورى ايران و روم كشيده شد و بسيارى از غيرعرب‏زبانان به اسلام رو آوردند، زبان عربى در اثر اختلاط با زبان‏هاى ديگر خلوص و فصاحت‏خويش را از دست داد.

    عرب ديگر عرب باديه نبود كه در تكلم زبان خويش نيازى به تعليم و تعلم قواعد ادبى نداشته باشد و به صورت فطرى و خودجوش صحيح بخواند، بنويسد و سخن بگويد. اختلاط عرب‏ها با غير خود آهسته‏آهسته تاثير منفى خود را بر روى زبان فصيح گذارد; به گونه‏اى كه آنان گاه در سخن گفتن و يا كتابت دچار اشتباه مى‏گرديدند; زيرا ديگر، قريحه و ذوق خالص عربى، كه آنها را از هرگونه حركت و اعرابى بى‏نياز مى‏ساخت، وجود نداشت. همين امر باعث‏شد در قراءت قرآن نيز كه براساس «رسم عثمانى‏» (1) بود، اشتباهاتى رخ دهد.

    اصولا هيچ زبانى به اندازه زبان عربى از تغيير در حركات كلمات و نيز عدم رعايت علايم و نشانه‏ها، دچار مشكل نمى‏ گردد، چرا كه «اعراب‏» در تفهيم مقصود الفاظ و عبارات، در اين زبان از اهميت ويژه‏اى برخوردار است.

    پي نوشت
    1- رسم عثمانى را همان طريقه نگارش و كتابت قرآن در زمان عثمان است كه مصاحف چندگانه را با آن نوشتند. اين رسم الخط علاوه بر فقدان علايم مشخصه در بسيارى از موارد صورت مكتوب كلمه در آن حاكى از صورت ملفوظ نبود. بعدها مسلمانان همين رسم عثمانى را از آن جهت كه اصحاب پيامبر آن را نوشته‏اند به عنوان تبرك و تيمن حفظ نمودند.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •