تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
مشاهده RSS Feed

90133081

شعردلربای منسوب به علامه طباطبائی

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ 1391/10/04 در ساعت 11:31 قبل از ظهر (583 نمایش)
کیش مهر
هـمــی گــویــم و گــفـتـه‌ام بـارهـا
بود کیــش من مـهـر دلدارهــا
پرستش به مستی‌ست درکیش مهر
برونــند زین جرگه هشـیارهـا
به شادی و آسایش وخواب وخور
نـدارند کـاری دل‌ افــگــارهــا
بجز اشــک چشــم و بجز داغ دل
نــبــاشــد به دســت گرفتـارها

کـشـــیـدنـد در کــوی دلــدادگــان
مــیــان دل و کــام دیـــوارهــا
چـه فـرهــادهـا مُــرده در کـوه‌ها
چـه حــلاّج‌هــا رفــته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگــر تــوده‌هایــی ز پـنـدارها
ولی رادمــردان و وارســـتـگان
نـیــازنـد هــرگـز به مــردارها
مهـیـن مهــرورزان که آزاده‌اند
بــریــدنــد از دام جــان تارهـا
به خون خود آغشته و رسته‌اند
چه گُل‌های رنگین به جوبارها
بهاران که شــاباش ریزد ســپهر
به دامــان گُلشــن ز رگبارها

کشدرخت سبزه به‌هامون ودشت
زنـد بارگـه گُـل به گـلـزارها

نـگــارش دهــد گـلـبـن جـویــبـار
در آیـیـنـه ی آب رخـســارها

رود شـــاخ گــل در بر نیـلـوفـــر
برقـصــد بـه صـد ناز گلنارها

درد پرده ی غـنـچــه را بـاد بام
هــــزار آورد نغــز گـفـتــارها

به آوای نای و به آهنگ چـنگ
خروشد ز سرو و سمن تارها

به یــاد خــم ابروی گــلـرخــان
بکـش جـام در بزم می‌خوارها

گـــره را ز راز جهــان باز کن
که آســان کند باده دشـــوارها

جز افسون وافسانه نبود جهان
که بسته است چشم خشایارها

به اندوه آیـنـــده خــود را مباز
که آینده خوابی‌ست چون پارها

فریب جهان را مخور زینهــار
که در پای این گُل بود خـارها

پیاپی بکش جام وسرگرم باش
بهـل گــر بگیرنـد بــیــکارها
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات