PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چگونگی شیعه شدن علامه اهل تسنن



90133081
1392/02/05, 03:54 قبل از ظهر
http://media.jamnews.ir/medium1/1392/02/02/IMG23420579.jpg





علامه محقق احمد امین انطاکی از فارغ التحصیلان دانشگاه بزرگ الازهر مصر است وی پس از کسب مدارج علمی در این دانشگاه به مذهب حقه گروید

جام دینی:
علامه محقق احمد امین انطاکی، فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر، از افرادی است که پس از طی مراحل علمی، به مذهب تشیع گرویده است.به گزراش شیعه نیوز این مرد بزرگ در قریه‌ای به نام «عنصو» نزدیک انطاکیه (ترکیه) در سال ۱۳۱۱ هجری قمری متولد شد.در مقدمه کتاب خود، «فی طریقی الی التشیع»[۱] می‌نویسد: علت گرایشم به تشیع، فرموده رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است که با توجه به آگاهی به تمام مذاهب اسلامی فرمود:«مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینه نوح، من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق؛مثل اهل بیت من در میان شما، همانند کشتی نوح است، کسی که سوار آن شد نجات یافت و کسی که مخالفت از آن کرد، غرق شد.» [۲]دیدم اگر پیروی از اهل بیت (علیهم‌السلام) کنم و احکام دینم را از آن‌ها اخذ کنم، شکی نیست که نجات می‌‌یابم و اگر آن‌ها را ترک کنم و احکام دینم را از غیر آن‌ها بگیرم شکی نیست که از گمراهان خواهم بود. علامه احمد انطاکی پس از احراز گواهینامه مقامات عالیه از رئیس دانشگاه الازهر در سن چهل و چند سالگی با برادر ارجمندش علامه محمد مرعی امین انطاکی به مذهب تشیع گرویدند.ایشان پس از خروج از دانشگاه الازهر، به سوریه آمد و آنجا را محل سکونت خود قرار داد. پیش از آنکه اظهار تشیع کند، در شهر «حلب» رهبر روحانی و مدرس بود، وقتی حکومت از گرایش او به تشیع اطلاع یافت، حقوق ماهیانه‌اش را قطع کرد، ولی خداوند به چندین برابر آن حقوق به او از خزانه رزقش، لطف فرمود. آری همیشه باطل‌گرایان در خسران هستند، و سپاس مخصوص خدای مهربان است و عاقبت نیک ویژه پرهیزکاران.او در مقدمه کتاب خود (فی طریقی الی التشیع، ص ۱۶) می‌گوید: من و برادرم «محمد مرعی امین» همواره درباره مذاهب بحث می‌‌کردیم، و در بحث‌های عقاید و مذاهب می‌اندیشیدیم، و از اختلافات بین مذاهب چهارگانه اهل تسنن در تعجب بودیم. در دریای حیرت به سر می‌بردیم تا آن موقعی که به «حلب» (یکی از شهرهای سوریه) آمدیم. در مسافرخانه حلب، شخصی به نام «عبدالقادر» که کتاب المراجعات تألیف علامه فقید سید عبدالحسین شرف الدین را همراه داشت به ما ارائه داد.برادرم پس از مطالعه آن کتاب و بررسی استدلال‌ها و مناظرات آن، کتاب را به من داد و گفت: این کتاب را از من بگیر و بخوان و در آن بیندیش و تعجب کن! گفتم: کتاب را از من دور کن، من نیازی به آن ندارم. من از مذهب تشیع و آنچه مربوط به آن است کراهت دارم، زیرا آن‌ها را می‌شناسم.برادرم گفت: این کتاب را بگیر و مطالعه کن، ولی عمل به آن نکن! مطالعه کتاب چه ضرری به تو می‌زند؟ کتاب را گرفتم و با کمال شگفتی صفحات آن را می‌خواندم و مطالب مستدل آن برایم بزرگ می‌نمود. درباره این کتاب و محتوای آن و مناظره‌های مؤلف معظم آن با رئیس دانشگاه الازهر «شیخ سلیم البشری» که در آن کتاب آمده بود با کمال دقت فکر می‌کردم، شیخ از هر مسئله‌ای می پرسید؛ مؤلف جوابی قانع کننده به او می‌داد، به همین ترتیب کتاب را تا آخر مطالعه کردم. (علامت رمزی مؤلف کتاب «ش» اشاره به شیعه بود و علامت رمزی رئیس الازهر «س»، به حساب سنی بود).در این بررسی، به گفتار این دو مرد علم دقت می‌کردم. بلاغت و درایت و استدلال‌های این کتاب مرا در شگفتی ژرفی فرو برد، ملاحظه کردم که پاسخ‌های مؤلف کتاب مطابق حق است، در نزد من کوچک‌ترین شبهه‌ای در حقانیت گفتار مؤلف باقی نماند. رئیس «الازهر» جز تسلیم در برابر جواب‌های استاد شرف‌الدین راهی نداشت.با برادرم درباره مذهب تشیع مذاکره می‌کردیم، گاهی برادرم خود را سنی قرار می‌داد، و من خود را شیعه، و به مناظره می‌پرداختیم و می‌دیدیم حق با شیعی است، و گاهی برادرم خود را شیعی قرار می‌داد و من خود را سنی و به مباحثه می‌پرداختیم؛ حق را از آن شیعه می‌دانستیم، به همین روش با برادرم همواره بحث داشتیم.وقتی که برادرم شیعه می‌شد، از من دلیل بر صحت تمسک به یکی از مذاهب چهارگانه اهل تسنن می‌خواست، من چیزی از دلیل را پیش خود نمی‌دیدم، برادرم می‌گفت: دلیلت بر تعبد به مذهب شافعی چیست؟ آیا آیه‌ای از قرآن یا روایتی داری؟ من نه آیه‌ای و نه روایتی داشتم که به آن بر صحت تمسک خود به یکی از مذاهب اهل تسنن استدلال کنم.می‌گفتم: اجماع داریم. می‌گفت: اجماعی در کار نیست، وجود اجماع، محال است، زیرا طرفداران مذاهب، در هر یک از مذاهب که کدام حق است اختلاف دارند، بنابراین چگونه اجماع در این موارد تحقق می‌یابد؟من از او برای صحت مذهب جعفری مطالبه دلیل می‌کردم، و می‌گفتم: چه آیه یا روایتی بر صحت این مذهب داری؟ می‌گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود:«مثل اهل بیتی کسفینه نوح، من رکبها نجی، و من تخلف عنها غرق»نیز فرمود:
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا لن یفترقا حتی یردا علی الحوض،، فانظروا کیف تخلفونی فیهما.»[3]این حدیث بین شیعه و سنی متواتر و مشهور است.سپس به آیاتی از قرآن استدلال می‌کرد که به اتفاق شیعه و سنی آن آیات مربوط به اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هستند.مثلا خداوند در قرآن می‌فرماید:
«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى؛ بگو ای پیامبر! از شما مطالبه مزد نمی‌کنم مگر دوستی خویشاوندانم را. »[4]و نیز می‌فرماید:«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ جز این نیست که خداوند خواسته تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه گرداند.»[5]عقل و وجدانم مرا به تسلیم در برابر مذهب مستدل تشیع، الزام می‌کرد و اینک می‌گویم: برای من راهی نیست جز تمسک به این مذهب. حق که مذهب اهل بیت(علیهم‌السلام) و اهل بیت هم به آنچه در بیت (خانه) هست بیشتر از دیگران اطلاع دارد. به همین ترتیب،‌ناگزیر به انتخاب این رأی شدیم که حق با مذهب تشیع است، از این رو مذهب جعفری را عهده گرفتیم، و دیگر غیر از آن راه دیگری برای ما باقی نمانده بود،‌همان گونه که «کمیت اسدی» شاعر معروف تشیع می‌گوید:«ومالی الا آل احمد شیعة و مالی الا مذهب الحق مذهب»برای من نیست جز پیروی از آل محمد(صلی الله علیه و آله). برای من جز مذهب حق، مذهبی نیست.»[۱] - چاپ بیروت، سال ۱۹۶۶ میلادی.
[۲] - مستدرک الی الصحیحین: ج ۳، ص ۱۵۰ و مدارک دیگر.
[3] - صحیح ترمذی: ج ۵، ص ۶۶۳، حدیث ۳۷۸۸ و مدارک دیگر.
[4] - سوره شوری، آیه ۷۳.
[5] - سوره ا حزاب، آیه ۳۳.

90082819
1392/02/12, 01:06 قبل از ظهر
گفتی شیعه ؟یاد بچه های مظلوم و مبارز بحرین افتادم .
از خدا پیروزی همه مستضعفین و مظلومان عالم رو خواهانم .

90133081
1392/06/13, 10:54 قبل از ظهر
نامه نگاری انشتین باایت الله العظمی بروجردی قدس سره الشریف


آلبرت اینشتین در رسالهای پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی

نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین و معقولترین دین میداند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری

محرمانه ی اینشتین با ایت الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه ی مجلسی (که از

عربی به انگلیسی و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح میشده )تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر

مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل میکند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک

پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از

گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...


اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن

مینویسد....

90133081
1392/06/13, 10:55 قبل از ظهر
همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی

"معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E=m.c2>>m=e:c2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد

دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. اینیشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد

کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

3000000 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی و .. از یک عتیقه دار یهودی بوده و دستخط اینشتین

در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است.

90082819
1392/06/13, 02:55 بعد از ظهر
به نام خدا
خیلی جالبه . با خودم می گفتم عالم عالم قانون و نظمه ولی اینکه خدا یک موجودی رو زنده می کند و
می میراند آیا مثل قانونه یا فراتر از اسباب علل و قانونه؟
فکر می کردم به قدرت خدا بستگی دارد . اما حالا می فهمم او میداند انچه را که ما نمیدانیم .
تمام این کارهای خداوند پاک و منزه از روی علم است که میداند و با قدرتش عمل می کند .
اگر ما هم اون علم رو بدانیم می توانیم .
ولی این علم رو خدا به افراد مقربش مثل انبیاء و ائمه علیهم السلام و افراد خاص الخاص میدهد .
حالا می فهمم چرا علم بشریت امروزی 2 تاست و هنگامی که امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف )
تشریف بیاورند ؛ می شود 27 .
اگه انیشتین اون موقع بود چی می گفت ؟

90133081
1392/07/05, 04:54 قبل از ظهر
فیلسوفی که با یک حدیث شیعه شد!



«سهیل اسعد» مبلغ آرژانتینی و استاد حوزه علمیه با بیان روایتمتفاوتی از تبلیغ اسلام در کشورهای آمریکای لاتین گفت: ذکر جمله حکیمانه‌‌ای از حضرت امیر علیه السلام در جمع فیلسوفان اسپانیولی‌زبان،موجب مسلمان‌شدن یکی از آنان شد. اسعد در پاسخ به این پرسش که جذاب‌ترینخاطره شما از تبلیغ دین اسلام چیست، اظهار داشت: [...]
«سهیل اسعد» مبلغ آرژانتینی و استاد حوزه علمیه با بیان روایت متفاوتی از تبلیغ اسلام در کشورهای آمریکای لاتین گفت: ذکر جمله حکیمانه‌‌ای از حضرت امیر علیه السلام در جمع فیلسوفان اسپانیولی‌زبان، موجب مسلمان‌شدن یکی از آنان شد.اسعد در پاسخ به این پرسش که جذاب‌ترین خاطره شما از تبلیغ دین اسلام چیست، اظهار داشت:
در نشست تخصصی «فلسفه اسلامی» که در یکی از کشورهای آمریکای لاتین برگزار شد، به ذکر حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام پرداختم.وی افزود: من در آن نشست تخصصی- فلسفی گفتم یکی از فیلسوفان اسلامی به نام امیر مؤمنان جمله‌ای دارد مبنی براینکه؛ من خدای متعال را به این دلیل می‌پرستم که شایستگی پرستش دارد.
امیر مؤمنان پرستش را چند نوع می‌دانند که یک نوع پرستش، پرستش تجارت‌پیشگان است. برای آن که این افراد خدا را به این دلیل خدا رامی‌پرستند که به بهشت بروند،یک نوع پرستش مختص افراد ترسو است به این دلیل این افراد خدا را می‌پرستند که به جهنم نروند.
به گفته مولای متقیان، نوعی دیگری از پرستش، پرستش آزادگان است که خدا را به این دلیل که لایق پرستش است، می‌پرستند.این مبلغ آرژانتینی ادامه داد: پس ازبیان این سخن حکیمانه امیرالمؤمنین علیه السلام، آن فیلسوف اذعان کرد که در هیچ‌یک از متون فلسفی و تاریخی چنین جمله حکیمانه‌ای ندیده‌ است که پرستش را با آزادگی جمع کند.
به همین دلیل متأثر از شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به اسلام گروید و مذهب تشیع را برگزید.منبع :جوانان فردای موعودhttp://www.shiaupload.ir/images/16687282124944701418.jpg

92992104150
1393/01/23, 10:12 قبل از ظهر
بسمه تعالی
خدامارایاری دهد که بتوانیم با دقت وکاربرد نکاتی که در کتب ویادگاریهای گذشتگان به مارسیده مثل شبهای پیشاور ،مناظره علمای بغداد،شواهدالتنزیل ،آنگاه هدایت شدم ،از اهل ذکر بپرسیدو... روشنگری های خوبی درباره اهل بیت ع انجام دهیم وکمک کنیم تاافراد بیشتری مثل حسین الادریسی که تصمیم گرفته بود برای شکست دادن وتودهنی زدن به شیعیان تحقیق ومطالعه کنید ولی سرانجام چارهای جز شیعه شدن پیش روی خود ندید ویا آقای دکتر تیجانی ودکتر عصام عماد به گونه دیگر به این حقیقت نا آشکار برای جهانیان دست یافتند وخداکند بتوانیم درراه انجام وظیفه سنگین ماکه آشکار نمودن این حقیقت برای جهانیان است قدمی برداریم وتوشه ای برای آخرت فراهم کنیم .آمین یارب العالمین

90133081
1393/02/06, 09:41 قبل از ظهر
به گزارش شیعه آنلاین، پايگاه اطلاع‌رساني مرکز مديريت حوزه علميه اصفهان نوشت: يک فقيه اهل تسنن گفت: تأثير روضه اباعبدالله حسين(ع) بر قلب و جان من به حدي بود که مرا شيعه کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدشريف زاهدي در بين طلاب حوزه علميه اصفهان اظهار داشت: شنيدن روضه قتلگاه امام حسين(ع) روضه جانسوزي بود که اشک‌هاي من ملاي سني که تا آن لحظه، حتي يک قطره اشک هم براي مظلوميت امام حسين(ع) نريخته بودم، سرازير شد.

90133081
1393/02/06, 09:42 قبل از ظهر
وي با بيان اينکه استان سيستان و بلوچستان با دو کشور پاکستان و افغانستان هم مرز است، افزود: اغلب مردم اين دو کشور پيرو مذهب حنفي هستند و به اين دليل در حنفي بودن مردم استان سيستان و بلوچستان تاثير بسزايي داشته است.

ایشان که چند سالي است مذهب شيعه را براي خود انتخاب کرده، با اشاره به اينکه در دوران کودکي درس خواندن در مدارس دولتي تحت حمايت شيعيان با فتواي ‌سلفي‌هاي متحجر پاکستان حرام اعلام شد، بيان داشت: اين فتوا توسط مولوي‌ها به ايران آورده شد و آن فتوا اين بود که درس خواندن در مدارسي که تحت حاکميت شيعه است،‌ حرام و بدعت محسوب مي‌شود و اهل سنت حق ندارند در اين مدارس درس بخوانند.

وي ادامه داد: چون خانواده من خانواده‌اي مذهبي بود و عموي بنده از ملاهاي سرشناس به شمار مي‌رفت، ديگر به من اجازه ندادند به مدرسه بروم و علاوه بر بنده، ‌بسياري از فرزندان اهل سنت و بلوچ، از نعمت تحصيل و پيشرفت محروم شدند و بي‌سواد يا کم‌سواد باقي ماندند.

90133081
1393/02/06, 09:43 قبل از ظهر
ایشان موانع گسترش شيعه در قبل از انقلاب در منطقه سيستان و بلوچستان را مخالفت سران حکومتي با مذهب شيعه دانست و بيان داشت: آزار و اذيت روحانيون شيعه، نبود امنيت و اينکه اجازه گسترش حوزه ‌علميه شيعيان داده نمي‌شد از دلايل عدم گسترش مذهب شيعه در قبل از انقلاب بود.

وي با بيان اينکه 70 درصد ساکنان سيستان شيعه بودند، اظهار داشت: نرفتن مبلغان شيعه به اين استان و مهاجرت مبلغان سني از پاکستان و هندوستان به استان سيستان و بلوچستان موجب شد که قبل از انقلاب فضاي اين استان به مذهب حنفي گرايش پيدا کند.

حجت‌الاسلام زاهدي به جرقه اصلي گرايش خود به مذهب شيعه اشاره کرد و بيان داشت: شب عاشوراي سال 1375 بود و من به جاي استادم به مسجد رفتم و نماز عشا را خواندم؛ در حال بازگشت به مدرسه صداي سخنراني از حسينيه شيعيان مهاجر چابهار که در فاصله 50 متري مسجد بود، توجهم را جلب کرد.

90133081
1393/02/06, 09:44 قبل از ظهر
وي در ادامه افزود: کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه مي‌گويد؛ نزديک حسينيه شدم، مي‌خواستم وارد حسينيه شوم ولي با توجه به اينکه لباس مولوي‌ها را بر تن داشتم از کنار پنجره به صحبت‌هاي روحاني شيعه، ‌گوش دادم.

شريف زاهدي گفت: سخنراني آن روحاني درباره شخصيت امام حسين (ع) و روايت «ان الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنه» از پيامبر (ص) در منزلت اين دو امام از کتاب‌هاي مسند احمد حنبل و سنن ترمذي بود.

90133081
1393/02/06, 09:45 قبل از ظهر
وي اظهار داشت: روحاني شيعه مصائب و مظلوميت امام حسين‌ (ع) در روز عاشورا را از کتاب حيات الصحابه به همراه آدرس بيان کرد؛ من تعجب کردم که کتاب حيات الصحابه، از اهل سنت است ولي تا به حال، اين کتاب را مطالعه نکرده بودم.

ایشان با اشاره به اينکه مولوي‌ها ما را از مطالعه کتب شيعه منع مي‌کردند، اظهار داشت: من تا به حال هيچ مطالعه‌اي ‌از آن کتاب نداشتم و متعجب بودم که اين روحاني شيعه چگونه کتاب‌هاي اهل سنت را مطالعه کرده است.

90133081
1393/02/06, 09:46 قبل از ظهر
شريف زاهدي ادامه داد: سخنراني روحاني شيعه تمام شد و روضه خواندن را شروع کرد؛ روضه قتلگاه امام حسين (ع) را خواند؛ روضه جانسوزي بود که اشک‌هاي من ملاي سني که تا آن لحظه، حتي يک قطره اشک هم براي مظلوميت امام حسين (ع) نريخته بودم، سرازير شد و بسيار گريه کردم.

وي با بيان اينکه با مراجعه به کتابخانه حوزه به دنبال سند و آدرس روايت گشتم، اظهار داشت: پس از آن کتاب حيات الصحابه، را برداشتم و با کمال تعجب ديدم که آنچه روحاني شيعه نقل کرده، صحيح است.

90133081
1393/02/06, 09:47 قبل از ظهر
وی گفت: نمي‌توانستم قبول کنم که شيعيان مشرک هستند و به همين منظور با يکي از مولوي‌هاي سني به مناظره پرداختم ولي او نتوانست مرا قانع کند.

شريف زاهدي بيان داشت: پس از اين که به سؤالاتم جواب قانع کننده‌اي ندادند، تصميم گرفتم کتابي از شيعه را مطالعه کنم تا بدانم چه دلائلي براي اثبات مذهب خود دارند اما کتابي با اين موضوع در کتابخانه حوزه چابهار نبود؛ پس از آن کتاب شب‌هاي پيشاور نوشته مرحوم سلطان الواعظين شيرازي را در مورد اثبات مذهب شيعه توسط يکي از دوستانم به دست آوردم و به تحقيق در اين زمينه پرداختم.

90133081
1393/02/06, 09:48 قبل از ظهر
وي با بيان اينکه در يک ماه اول، از مطالب اين کتاب ناراحت بودم چون تخلفات خلفا را نوشته بود، اظهار داشت: تنها عاملي که سبب مي‌شد به خواندنش ادامه دهم، مدارک و منابعي بود که از کتاب‌هاي اهل سنت ذکر کرده بود.

اين طلبه شيعه ادامه داد: تمام اين کتاب را مطالعه کردم و حتي براي يافتن کتب ديگر شيعه نيز به زاهدان رفتم ولي متاسفانه کتاب ديگري در اين زمينه پيدا نکردم.

90133081
1393/02/06, 09:49 قبل از ظهر
حجت‌الاسلام شريف زاهدي با بيان اينکه پس از شيعه شدن به بندرعباس مهاجرت کرده است، اظهار داشت: در آنجا نزد امام جمعه شيعيان آيت‌الله نعيم‌آبادي رفتم و داستان شيعه شدنم را برايش تعريف کردم که وي با آغوش باز از بنده استقبال کرد.


منبع:شیعه انلاین